1- اگر به خانه من آمدی
برای من ای مهربان !
چراغ بیاور
و یک دریچه که از آن
به ازدحام کوچه خوشبخت بنگرم ![]()
۲- گرچه از آتش اندوه حذر باید کرد ، گرچه آزاد و سبکبار سفر باید کرد ،
تا دل غم زده در سینه بگیرد آرام ،
گاهی از کوچه احساس گذر باید کرد ![]()
۳- بر آینه بخت کسی گرد مباش
درمان چو نمیکنی دگر درد مباش
با گرم دلان حریف دم سرد مباش
با ش آنچه میخواهی و نامرد مباش ![]()
۴-گرد بادی را که مبینی تو در دامن دشت ، روح مجنون است که آنجا ، خاک بر سر میکند ![]()
۵- قدی که برای کمک به مردم استوار شود ، بهتر از قامتی است که به محراب خم شود ![]()
۶- گوهر خود را مزن بر سنگ هر ناقابلی. صبر کن گوهر شناس قابلی پیدا شود ![]()
۷– برای باغچه نگران شده بودی. آه ! حق داشتی. امروز گل های کاغذی شعرم را برایت پست می کنم ، فردا هم به خاطر احساسات طبیعی تو گر یه میکنم
۸-می شود با آسمان همزاد شد
یا رفیق شانه های باد شد
می شود با جغد های خسته دل
در دل ویرانه ای آباد شد
می شود از یک نگاه بد گریست
یا به یمن یک تبسم شاد شد ![]()
۹- زندگی نکته نا مرموزی نیست
غیر تکرار شب و روزی نیست
این دو روزی که به نام عمر است
راستی آش دهن سوزی نیست ![]()
۱۰جز خم ابروی دلبر هیچ محرابی ندارم
جز غم هجران رویش ، من تب و تابی ندارم
گفتم اندر خواب بینم چهره چون آفتابش
حسرت این خواب در دل ماند ، چون خوابی ندارم
سر نهم بر خاک رویش ، جان دهم در یاد رویش
سر چه باشد ؟ جان چه باشد ؟ چیز نایابی ندارم ![]()



